جانفييه
13
نويسنده:
علي اكبر اشعري
1384/10/23
عدالت بستر رويش فضيلتهاست. همانگونه كه ظلم شورهزاري است كه فضيلتها را ميميراند. انسان نيز فطرتاً عدلگرا و ظلمستيز است، اسلام هم كه بنابر اصل چهارم قانون اساسي بايد "كلية قوانين و مقررات مدني، جزايي، مالي، اقتصادي، اداري، فرهنگي، نظامي، سياسي و غير اينها " بر اساس موازين آن استوار باشد، مردم را به قسط و عدل فراخوانده است "لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقومالناس بالقسط". اينها همه مقتضياتي هستند كه حكومت را در برقراري عدالت اجتماعي ياري ميدهند. اما حكومت براي استقرار عدالت با يك چالش جدي نيز روبرو است؛ كساني كه وصول تمنيات خود را در گرو عدالت گريزي و ظلم به ديگران جستجو ميكنند، به هيچ وجه عدالتگستري را برنميتابند و با تمام توان در صدد مقابله برخواهند آمد و در اين رويارويي از همة شيوههاي شناخته و ناشناخته بهره ميگيرند.
از سويي تجربة سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نشان داده است كه راز و رمز توفيق انقلاب اسلامي در همة عرصهها مردم مومني هستند كه گاه در كسوت بسيج مرزهاي جغرافيايي ميهن اسلامي را در مقابل تهاجم دشمن پاسداري ميكنند و گاه در عرصة علم و دانش مرزها را در مينوردند و قلههاي به ظاهر دست نايافتني علم را فتح ميكنند. غرض اين كه بايد راز " حضور مردم در صحنه " و قدرت اعجاز انگيز ايمان مردم را شناخت و با تبيين سازوكارهاي مناسب از آن بهره جست. چه؛ مردم ما، هم بنا به فطرت انساني خود و هم با توجه به آموزههاي ديني به ويژه با خاطرههايي همواره زنده از عدالت علوي و عاشوراي حسيني مشتاق استقرار عدالتند وخوب ميدانند مهمترين چالش روياروي انقلاب اسلامي بيعدالتي است كه چنانچه ريشه بدواند، انقلاب را همچون عصاي موريانه خوردة حضرت سليمان از درون تهي ميكند و ميپوساند. اما نكتة حائز اهميت اين است كه همين مردم بايد رايحة عدالت را استشمام كنند تا رفتار عدالتگرايانه را باور كنند. عدالت به شعار نيست و شعار عدالت دير نميپايد مگر آنگاه كه به عمل در آيد.
گستردهترين عرصة ارتباط دولتمردان در جامعه و با مردم آموزش و پرورش است. حدود يك ميليون نفر شاغل در آموزش و پرورش و ميليونها دانش آموز و خانوادههاي ايشان كه به صورت مستقيم و غير مستقيم نظارهگر سياستها و عملكرد دولت در آيينة آموزش و پرورش هستند و بسياري از قضاوتها در مورد دولت از مدارس به جامعه انتقال پيدا ميكند. ضمن اينكه معلمان كه قرار است دانشآموزان را به فضائل اخلاقي از جمله عدالت بيارايند، بايد بتوانند به راحتي الگوهاي روشن و قابل ملاحظهاي از عدالت اجتماعي را به آنها بنمايند. نزديكترين صحنههاي عدالت براي دانشآموزان و معلمين عدالت در آموزش و پرورش است؛ از عدالت در برخورداري از امكانات آموزش و پرورش در همة نقاط ميهن اسلامي تا عدالت در برخورداري معلمين در مقايسه با ساير كاركنان دولت، وحتي عدالت در برخورداري معلمين در مقايسه با كاركنان ستادي اين وزارتخانه و ....